ادیسه ی هنری میلر   

ادیسه ی هنری میلر منتشر شد

گفت و گو با هنری میلر و نوشته هایی از آنائیس نین، جان کوپر پویز، لارنس دارل و...درباره ی میلر

ترجمه ی فرید قدمی

نشر آفرینش

کتاب فروشی های انقلاب: نیک، بیدگل و ...

ادبیات عصر ما نیازمند خشونت است و من از قدرت نوشتار میلر حظ می کنم. از قباحت و قدرت تخریبش، از قدرت بی باک هیجانش. این آمیزه ی غریب از پرستش زندگی، اشتیاق و علاقه ی شهوانی به همه چیز، انرژی، نشاط، خنده و طوفان های مخرب ناگهانی مرا مبهوت می کند.

آنائیس نین- برگرفته از متن کتاب

لینک
شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۸ - فرید قدمی

   مایا یا قصه ی آپارتمانی در خیابان کریم خان   

رمانِ مایا یا قصه ی آپارتمانی در خیابان کریم خان منتشر شد

انتشارات ققنوس - هیلا

کتابفروشی های نیک، بیدگل، اختران، ققنوس و ...

 

                                                    

 بهار مهرنژاد(سایت آفتاب):

 قدمی در این رمان با نگاهی طنز‌آمیز و بهره‌گیری از شیوه ی روایت در روایت به بیان ماجراهایی پرداخته است که کم‌وبیش در زندگی همه ی ما رخ داده، ولی از کنار آنها به سادگی و بی‌هیچ توجهی گذشته‌ایم. علاوه بر به‌کارگیری نوعی سیاه‌بینی طنز‌آمیز در بیان وقایع و رخدادها، پایان‌بندی غیرقابل انتظار هریک از اپیزودها مهم‌ترین شاخصه‌ای است که در این رمان دیده می‌شود. پایان هرکدام از ماجراهای رمان به‌قدری حیرت‌آور است که ذهن هر خواننده ی پیگیری را 3،2 روزی به خود مشغول خواهد کرد.

مهرداد فلاح(هواخوری):

فرید قدمی با نوعی طنز سیاه و در عین حال شادی آور و بازی گونه ، توانسته در رمانی جمع و جور و بدون دراز نویسی های رایج ، چنان از ذهن و زندگی طبقه ی متوسط شهری ایران پرده برداری کند که آدم  حیران می ماند ... به نظرم باید این اثر را اتفاق فوق العاده ای در رمان نویسی ایرانی دانست .

 

پروانه توکلی(خبرگزاری ایبنا):

در این رمان گونه‌ای از آگاهی و هشیاری، که البته با نوعی سیاه‌بینی طنز‌آمیز توام است، دیده می‌شود. این داستان نگاهی به آدم‌های مختلف زندگی شهری دارد و در پایان هر اپیزود از این داستان، خواننده با نوعی پایان‌بندی حیرت‌آور مواجه می‌شود.

 

خدیجه زمانیان(روزنامه ی قدس):

اگر مثلاً ۵۰ سال بگذرد و کسی از زمان آینده بخواهد زندگی آدم های دهه ۸۰ را از روی کتاب های داستانی بشناسد، می تواند به کتاب «مایا....» مراجعه کند. چون در این کتاب زندگی روزمره و دغدغه های آدم های دهه ی ۸۰ به خوبی انعکاس داده شده است. اگرچه شخصیت ها، فضاها و موقعیت ها، کاریکاتورگونه خلق شده اند، اما من مطمئنم اگر در سال های آینده کسی این کتاب را بخواند حتماً از ما خواهد ترسید، چون نویسنده از بعضی از بی رحمی های ما پرده برداری کرده است که این مسأله شاید به ضرر نسل ما تمام شود!

 

روزنامه ی فرهیختگان:

فرید قدمی با قلمی جذاب و روان، ماجرای کشته شدن فوتبالیستی را در آپارتمانش شرح و بسط می دهد. 

 

                                                    

لینک
چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸ - فرید قدمی

   هایکوهای امریکایی   

١

ور می زنند مدام

زن و مرد

زیر این خالی ابدی

 

٢

زمین خالی بیسبال

سینه سرخی

جست و خیز می کند روی نیمکت

 

٣

این پرنده ها

که نشسته اند روی حصار

قرار است که بمیرند انگار

 

جک کرواک

Jack Kerouac

ترجمه: فرید قدمی

 

لینک
سه‌شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸۸ - فرید قدمی

   زن های زیبا   

                                     ترجمه ای برای هانا اشمیتز

زن ها    نشسته یا راه می روند

این سوی تا آن سو

برخی جوان و سالخورده بعضی ها

خوشگلند زنان جوان

سالخورده ها   زیباترند اما

 

والت ویتمن

walt whitman

ترجمه: فرید قدمی

لینک
یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۸ - فرید قدمی

   ای همیشه زندگی مرگ همیشگی   

ای همیشه زندگی، مرگ همیشگی!

ای خاکسپاری من در گذشته و حال!

ای منی که گام هایت بلند و به پیش

ای منی که جسم داشتی و دیدنی بودی

مغرور مثل همه!

ای من!

آن همه سال که چه بوده ای و

اینک که مرده ای (نوحه سرایی نمی کنم،

راضی ام)

ای آزاد کردن خودم از لاشه های من،

که چرخیدم و نظر کردم

آنجا که واگذاشتم شان.

گذشتن (ای زندگی، زندگی همیشگی!)

و وانهادن نعش ها      پشت سر.

 

والت ویتمن

Walt Whitman

ترجمه : فرید قدمی

 

لینک
دوشنبه ٥ امرداد ،۱۳۸۸ - فرید قدمی

   امریکایی ها   

امریکایی ها

 توسط نشر آفرینش

 منتشر شد

 

شعرهایی از آلن گینزبرگ، جک کروآک، ای. ای. کامینز، ریچارد بروتیگان، چارلز بوکفسکی، ویلیام کارلوس ویلیامز و ویلیام بلیک

کتاب فروشی های :

نیک - انقلاب - رو به روی دانشگاه تهران

بیدگل - انقلاب - رو به روی دانشگاه تهران

پنجره - سهروردی

شهر کتاب - هفت حوض - نارمک

و ...

 

لینک
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - فرید قدمی

   گزین گفته ها   

زمانه در برابر عشق از تو محافظت نخواهد کرد، اما عشق به چندین طریق محافظ تو در برابر زمانه خواهد بود.

 

به تعویق می اندازم مرگ را با زیستن، رنج کشیدن، اشتباه و خطر کردن، با بخشیدن و باختن.

 

من با غریزه ای عمیق تر، مردی را خواهم برگزید که قدرت را در من برانگیزد، مردی که توقعش از من فوق العاده زیاد باشد، مردی که در شهامت و پایداری ام شک نکند، مرا ساده لوح و معصوم نپندارد، مردی که آنقدر شهامت داشته باشد که با من مثل یک زن رفتار کند.

 

خوب است اگر یک زن قبل از هر چیز یک انسان باشد، من اما قبل از هر چیز یک زنم.

 

تنها ناتوانی آدمی در عشق ورزیدن است که نابه هنجاری است.

 

پدر آدمی ناگزیر است همچون مردی بازشناخته شود که کودکی را آفرید و  بعد با غیاب خود رهایش کرد، بدون پدر و بعد بدون خدا.

 

آنائیس نین

Anais Nin

ترجمه : فرید قدمی

لینک
پنجشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٧ - فرید قدمی

   برگزیده ای از " در محاصره "   

                          برای محاصره ی غزه                           

 ...

 

هنگام که ناپدید شوند هواپیماها

سفیدها

-         قمریان سفید  -

پر می گیرند و گونه های بهشت

می شویند به بال های بی کران خویش

می ربایند روشنایی را و دارایی اثیری را

بالاتر

باز هم بالاتر

سفیدها

-         قمریان سفید  -

بالا و بالاتر پرواز می کنند

آه اگر این آسمان حقیقت داشت!

(چنین گفت با من مردی که در میان بمب ها قدم می زد)

 

...

 

درختان سرو ایستاده اند پشت سربازها

و مناره ها حفظ می کننند از فرو ریختن آسمان ها را

زیر نگاه زیرکانه ی تانک

می شاشند سربازها پشت پرچین پولادی

و سرانجام به پرسه های طلایی

پایان می پذیرد این روز پاییزی

در خیابانی به پهنای یک کلیسا

پس از آیین عشای ربانی

 

...

 

محاصره یعنی دوره ی چشم به راه بودن

چشم به راه نردبانی کج شده در میانه ی طوفان

 

...

 

تلفات ما : بین دو تا هشت شهید در هر روز

تلفات ما : بیست خانه ، ده مجروح

تلفات ما : پنجاه درخت زیتون

که می افزایند بر این آشوب ساختگی

که راهی این شعر می شود

این بازی

این کلاف سردرگم

 

...

 

بپوشان چهره ی عشقم را ابر

بپوشان چهره ی عشقم را

(زن به ابر می گوید)

که به خونش تر است پیراهنم ابر

بپوشان چهره ی عشقم را

 

...

 

در محاصره

زمان به مکانی بدل می شود

مبهوت جاودانگی اش

در محاصره

مکان به زمانی  بدل می شود

که دیروز و فردای خود را از دست داده است

 

...

 

مقاومت یعنی که اطمینان بدهی به کسی

از سلامتی قلبت

از سلامتی بیضه ها

و از بیماری سر سخت ات :

بیماری امید

 

...

 

دوستان همیشه شام آخری ترتیب می دهند برای من

و مقبره ای آرام در سایه ی درختان بلوط

و کتیبه ای مرمرین از زمان بر گورم

و همیشه این منم که در مراسم تدفین پیشدستی می کنم

و سپس او کیست که مرده است...؟

چه کسی است...؟

 

...

 

مثل توله سگ است نوشتن

زخم می زند بی اثری از خون

 

...

 

در فنجان های قهوه ی ما

سبز می شوند پرندگان بر درخت ها

و چونان غزالی در سایه ای نیلی

جست و خیز می کند خورشید

از دیواری به دیواری

آنچه از آسمان

 باقی مانده است برای مان

شکل نا محدودی از آب است در ابرها

و چیزهای دیگر از خاطرات معلق

فاش می کند که این صبح

با شکوه خواهد بود

و ما میهمانان ابدیت هستیم

 

 

محمود درویش

ترجمه : فرید قدمی 

 

لینک
دوشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٧ - فرید قدمی

   یک اشتباه تایپی کوچولو   

شعر( رستوران) ریچارد بروتیگان که من بیش از دو سال پیش آن را ترجمه کرده ام و در کتاب (امریکایی ها) ی من هم آمده است در وبلاگ دوستی منتشر شده است. از آنجا که اسم من  در آن وبلاگ اشتباه تایپ شده است و تایپیست ناشی (فرید قدمی) را (لیلا فیاضی) تایپ کرده است  من متن کامل ترجمه ام را در اینجا خواهم آورد تا از این پس تایپیست های جوان بیشتر حواس شان را جمع کنند. راستی تا یادم نرفته بگویم که کتاب (امریکایی ها)  که ترجمه ی شعرهایی از شاعران امریکایی است و به شماره ی کتابشناسی ملی  ۱۳۱۹۷۴۷ در کتابخانه ی ملی ثبت شده است همین روزها به بازار کتاب خواهد آمد. شعر (رستوران) در صفحه ی 97 این کتاب امده است. تنها تایپیست عزیز (که بیش از یک سال پیش دستنویس ترجمه ی مرا از من گرفته بود که در وبلاگ برگردان بدون اشتباه تایپی  منتشر کند) دو تغییر بسیار کوچک در سطر های سوم و نهم داده است. یقین دارم که  حمید ایرانپور و مهدی خطیبی (که دست نویس مرداد 86 من از این شعر پیش اوست) و سمیرا رشیدپور (که بیش از 3ماه پیش PDF  کتاب  امریکایی ها به دستش رسید) و بسیاری از دوستان دیگر همچون مهرداد فلاح و سید محمد علوی راد  ترجمه ی من از این شعر زیبای بروتیگان را به یاد دارند.

 

               رستوران

 

 

37 ساله

پژمرده و نحیف

حلقه ی ازدواجش را توی دستش انداخته

مثل یک خلسه

زل می زند به فنجان خالی قهوه

مثل وقتی که نگاه می کند

 به دهان یک پرنده ی مرده

شام تمام است

شوهرش می رود دستشویی و برمی گردد زود

و حالا نوبت اوست

 که برود دستشویی

 

ریچارد بروتیگان

Richard Brautigan

ترجمه : فرید قدمی

لینک
جمعه ۱٥ آذر ،۱۳۸٧ - فرید قدمی

   هایکو   

۱

توی تاریکی

آواز می خوانند پرندگان

سپیده دمی بارانی

۲

زرد مبتذلی است

ماه

بر فراز خانه ای

نورانی و خموش

۳

چشیدن مزه ی باران

زانو زدن چرا؟

 

جک کروآک

Jack Kerouac

ترجمه: فرید قدمی

 

لینک
یکشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٦ - فرید قدمی